سه قانون شخصیت های موثرِ برایان تریسی
ساعت ۱٠:۳٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٢/۱٦   کلمات کلیدی:

● یادگیری و رشد را ادامه بدهید
خواندن برای ذهن، مثل ورزش برای جسم است. هر چه ذهنتان فعالتر باشد، انرژی بیشتری خواهید داشت. خودتان را وقف یادگیری مادام العمر بکنید. ذهنتان را با موضوع های جدید به چالش بکشید. همان طور که یک عضله را ورزیده می کنید ذهن تان را هم با مطاله، یادگیری و رشد دایمی ورزیده کنید. یکی از دلایل خرفتی زودرس و از کار افتادگی ذهنی این است که افراد در کودکی یا در۲۰ یا ۳۰ سالگی شروع به تلویزیون دیدن می کنند و بعد به مدت چند دهه ساعت ها و روزها تلوزیون نگاه می کنند. یک بزرگسال به طور متوسط پنج ساعت در روز تلویزیون نگاه می کند. بعد از ۶۰ سالگی، یک بزرگسال بطور متوسط هفت ساعت در روز تلویزیون نگاه می کند. تلویزیون هم یک رسانه کاملا انفعالی است. مثل آدامس ذهن است. به هیچ مشارکت یا تعامل ذهنی احتیاج ندارد. اما شما قرار نیست اینطور باشید.


باید روزی یک تا دو ساعت کتابها و مجله های غیر داستانی بخوانید که ذهنتان را به چالش بکشد و شما را پذیرای چیزهای جدید نگه دارد. این یک ساعت در روز می شود یک کتاب در هفته یا پنجاه کتاب در سال. با این روال، شما در زمانی خیلی کوتاه یکی از زرنگترین و آگاه ترین افراد در رشته خودتان می شوید و می مانید. در رشته خودتان و در زمینه های مورد علاقه تان در دوره های آموزشی و سمینارها شرکت کنید. وقتی در این دورها شرکت می کنید، نزدیک و جلو بنشینید و خوب یادداشت بردارید. با مدرس صحبت کنید و سئوال بپرسید. خودتان را به افراد دور و برتان معرفی کنید و با آنها آشنا شوید. گاهی کل زندگی یک نفر، با تجربه یک سمینار یا دوره تغییر کرده است.
در ماشین تان به برنامه های صوتی گوش بدهید. اگر تلویزیون، آدامس چشم است، پس رادیو هم آدامس گوش است به اطلاعاتی گوش بدهید که شما را به چالش بکشد و نظرات و بینش جدید به شما بدهد تا در هر کاری که می کنید زرنگ تر و توانا ترتان کند. مردان و زنان بی شماری فقط با گوش دادن به برنامه های صوتی در زمان این طرف و آن طرف رفتن در ماشین شان، از فقر به ثروت رسیده اند. امروز شما باید اینترنت دان هم بشوید و به طور منظم وب گردی کنید. با داشتن یک کامپیوتر و یک مانیتور، فقط با یک فشار بر دکمه موس به کما بیش تمام معلومات و اطلاعات دنیا دسترسی دارید.
مرتب از خودتان بپرسید "اگر قرار بود تا صد سالگی زندگی کنم، هر روز چطور از ذهنم استفاده می کردم؟" جوابتان به این سئوال هر چه که هست آن را در پیش بگیرید.
● به زندگی تان رویکرد مثبت داشته باشید
این رویکرد مثبت به زندگی، همه چیزهایی را که تا به حال صحبتش را کردهایم در بر می گیرد و همه این اصول کلیدی را محکم تر می کند. دو جهان بینی پایه هست که یک شخص می تواند در خودش ایجاد کند : بد اندیشانه و نیک اندیشانه. جهان بینی اول که جهان بینی منفی یا بد اندیشانه است، آن است که شخص در تمام دور و اطرافش ظلم، بی عدالتی، افراد دشوار و شرایط دشوار می بیند. در نتیجه شخص با جهان بینی بد اندیشانه یا منفی،گرایش دارد که ناسازگار، عصبانی، شکاک، خردگیر، عیب جو و ملامت گر باشد و هم از احساس گناه به ستوه آمده و هم در دیگران احساس گناه ایجاد می کند.
شما که واقعا اینطور نیستید. جهان بینی دیگر، جهان بینی نیک انیشانه یا مثبت است. این جهان بینی متعلق به شخصی است که اعتقاد دارد این یک دنیای عالی برای زندگی کردن است. چنین شخصی قبول دارد که همیشه مشکل و دردسر وجود خواهد داشت اما در مجموع، این زمانه ای عالی برای زنده بودن است. شخصی با جهان بینی نیک اندیشانه در هر شرایطی ودر هر کسی به دنبال جنبه خوب می گردد. شخصی با جهان بینی مثبت اعتقاد دارد که فردا روز خوبی خواهد بود و بعضی از بهترین تجربه های زندگی در راهند. شخص با جهان بینی مثبت به شدت آینده گراست. خیلی به آینده و اینکه کجا دارد می رود فکر می کند، نه به گذشته و چیزی که ممکن بود اتفاق بیفتد و دیگر نمی شود تغییراش داد.
شخص با جهان بینی مثبت به شدت هدف گراست. هدف ها و برنامه های واضح، مشخص و مکتوبی دارد که هر روز دارد بر روی آنها کار می کند. سومین گرایش شخصی با جهان بینی نیک اندیشانه این است که به شدت راه حل گرا است. یعنی هر روز پیوسته برای مشکلاتی که دارید، به دنبال راه حل می گردید. بجای صحبت از مشکلات و اینکه چه شده است، درباره راه حل ها صحبت می کنید و درباره اینکه از این به بعد چه می توان کرد. در نتیجه این جهان بینی نیک اندیشانه، تبدیل به شخصی مثبت، خوش بین، آینده گرا، هدف گرا و سرزنده می شوید. چشم به راه هر صبح بوده و برای هر روز قدردان هستید. بهترین انتظارات را از زندگی و از مردم دارید و معمولا هم به چیزی که انتظار دارید می رسید. طرز فکری دارید که تقریبا تضمین می کند که یک زندگی طولانی، سعادتمند و متوازن خواهید داشت که با افرادی احاطه شده که دوست شان دارید و آنها هم شما را دوست دارند و به شما احترام می گذارند.
● از هر نظر، شخصیت عالی باشید
خوشبخترین و سالمترین افراد اجتماع، کسانی هستند که یک مجموعه روشن از نوعی ارزشها و باورها دارند. معمولا ارزشها و باورهایتان از عرفهای مذهبی یا معنوی می آید خیلی از افراد ارزشها و باورهایشان را از طریق مطالعه در مورد روانشناسی، فلسفه و ماوراء الطبیعه شکل می دهند. دیگران هم جهان بینی شان را در نتیجه تجربه، تفکر و مکالمه با دیگران شکل می دهند. اما یک چیز را که می دانیم این است که برای افراد واقعا خوشبخت، سالم وموفق، کاملا واضح است که چه کسی هستند و به چه چیزی اعتقاد دارند. آنها ارزشها،اصول و باورهای کاملا واضح دارند که از آنها عدول نمی کنند. در نتیجه برایشان راحت است که تصمیمهای خوب بگیرند. صرفا به درونی ترین ارزشها و اعتقاداتشان رجوع می کنند و تصمیمشان را بر این مبنا می گیرند که چه چیزی با آنچه که به اعتقاد آنها در حال حاضر خوب، راست ودرست است، بیشترین سازگاری را دارند.
مقوله اخلاقیات و شرافت، مقوله پیچیده است. ذهن زنان و مردان بزرگی را در طول اعصار به خود جلب کرده است. در این موضوع به اندازه چند کتابخانه کتاب وجود دارد. اما شاید بهترین اظهار نظر به ارسطو برگردد که نوشته "فقط خوبان می توانند سعادتمند باشند و فقط افراد با شرافت می توانند خوب باشند." فقط افرادی که با معیارهای بالای شرافت زندگی بکنند می توانند حقیقتا خوشبخت بوده و عمر طولانی داشته باشند. شکسپیر نوشته است" نسبت به خویش درستکار باش و در آن صورت همانطور که نسبت به آمدن روز پس از شب یقین داری، مطمئن باش که نسبت به هیچ کس نا درستی نخواهی کرد." کلید زندگی با شرافت این است که تا بهترین حدی که در وجودتان هست درست کار باشید. وقتی هم که نسبت به خویش درست کار باشید، بعد می توانید نسبت به همه اطرافیان تان هم درست کار باشید. در نهایت امر، مهم ترین خصیصه شخصیت، خصیصه درستکاری است. لازمه اش این است که در هر چیزی که در هر شرایطی می گویید یا انجام می دهید، صداقت را در پیش بگیرید. هر چه هم بیشتر با درستکاری زندگی کنید، احساس بهتر و شادمان تری خواهید داشت و بیشتر عمر می کنید.
       
   
   
            نویسنده: برایان تریسی
منبع: www.Blog.Toomaj.com